دفترچه خاطراتم

(آنچه بر من و زندگیم میگذرد)

سلام...

 

۱)روز مادر و اول از همه به همه مادرای عزیز تبریک میگم اینشالله همیشه سایشون رو سر بچهاشون و دلشون شاد لبشون خندون و تنشون سالم باشه آمییییییییییییییین.مادر بزرگ عزیزم امسال اولین سالیه که روز مادر کنارمون نیستی دیشب عکست و..

۲)دو روز از اومدنم نگذشت که اول جناب همسر سرماخورده شدن بعدشم این ویروس پخش شد تو خونه و بنده زاده گرفتم اونم حسابی از سر و صورتم اب میریختCrying Into Tissue از دیشبم نازگلم سرما خورده  نصف شب فهمیدم تب داره connie_rockingbaby.gifتا صبح نخوابیدم خدا کنه زود خوب بشه من طاقت مریضی بچها رو ندارم اصلا.

۳)Rolling Eyesیک شنبه وپنج شنبه بدترین روز واسه من بود خیلی خیلی بد مخصوصا یک شنبه اینجا مینویسم تا یادم بمونه برام تجربه بشه...

۴)Reading a Bookکلی درس نخونده دارم راستش یک خورده نا امید شدم این بیست روزی که لای کتاب و باز نکردم الان که نگاه میکنم انگار این  کلمه ها برام تازه هستن انگار نه انگار که قبلا خونده شدن!!

مهم***)Rolling Eyesدرست دو روز مونده به سال جدید  یک مشکل جدید اضافه شد ی*ب*و*س*ت نازگل و خیلی اذیت میکنه خیلییییییییییییی هر چی فکر کنید دادم از سبزیجات و روغن زیتون و میوه و انواع سوپهاو....تا داروهای گیاهی و طبی و....تو اینا برگ سنا بد نبود و روغن انجیر ولی همون روز خوبه میره سه یا چهار روز بعدto_take_umbrage.gif کم کم داره هممونو نگران میکنه این موضوع دکترش میگه تا هفت روز عیبی نداره ای بابا این موضوع مال یک ماهه نهایت نه سه ماه تمام!!! من که مکه بودم شش روزم طول کشیده و حسابی خونوادم به هم ریخته بودن مامان میگفت از نگرانی داشتم سکته میکردم(دور از جون خدانکنه)کمک میخوام Very Confusedکدوم یک از شما مامانا مثل من با این مشکل رو برو هستید  لطفا  کمکم کنید..

۵)Sprinklerبهارم داره کوله بارش و جمع میکنه جاش و میده به تابستون.زیاد رابطه خوبی با نیمه اول سال ندارم عاشق پاییز و زمستونم دوست دارم زمان رو این شش ماه ثابت بمونه...

۶)هنوز تو حس و حال خونه خدا هستم بعضی شبا خواب میبینم و صبحش از یاد اوری خوابم حسابی مثل بچها ذوق زده میشم..دلم خدا میخواد!!

 ۵)خلاصه کلام این که شدیدا محتاج دعا و انرژی های مثبت از سمت شما دوستان هستم ..یکم از لحاظ فکری به هم ریخته ام خودم بی تقصیر نیستم باید یک فکر اساسی بکنم...از حق نگذریم  سه تا رویداد خوشایندم داشتم  گوش شیطون کر..ولی همون دو روز کذایی شور و شوق و اشتیاقشونو از بین برد...

۶)Birthday Partyنیلوی عزیزم با تاخیر تولدت مبارک...

 


بعد نوشت:

**Rolling Eyesبابت اتفاقات این هفته فقط میتونم بگم منم متاسفم خیلی زیاد خدایا چی میکشی از دست بندهات !! خودتون میدونید چی میگم...............کاش اینجا به دنیا نیامده بودم نه اینجا و نه امثال اینجا!!!

چه حضور غریب و مبهوتی

آسمان هم به ما نمی خندد

نه کسی فکر رفتن سفر است

نه کسی کوله بار می بندد

در گریز از تمام خاطره ها

باز هم در مسیر بن بست است

یکصد و پنجمین خیابان هم

گویی از انتظار ما خسته است!

مریم حیدرزاده

                               دلم میخواد گریه کنم برای قتل عام گل

نوشته شده در سه‌شنبه ٢٦ خرداد ۱۳۸۸ساعت ٧:۱٦ ‎ب.ظ توسط مامان نازگل نظرات ()

Design By : Pichak