دفترچه خاطراتم

(آنچه بر من و زندگیم میگذرد)

 سلام دوستای خوبم ..

 

Computerاول از همه یک خلاصه کلی از اپ امروز بنویسم..

پ*)خلاصه این یک هفته..خلاصییییی از نمایشگاه هفته مشاغل+دیدن یک فیلم بسیارررر زیبا بعد از مدتها از کانال(( پی ام سی))حتما ببینید+اولتیماتوم اخر به مدیر جهت گرفتن حق و حقوقم برای بار سوم+ بی خوابیهای طولانی+ کلاسای صبح تا شب و از دست دادن بعد از ظهرای جمعه به خاطر رفتن به کلاس تا اخر مرداد+کلی درس رو هم انباشته شده البته تا حدودی خونده شده+ خریدای انجام نشده واسه سفر+اطلاعاتی در مورد کانادا+ این وسط اگه وقتی بمونه میخوام زبان و به طور جدی دنبال کنم البته همراه همسری که بیشتر از من  علاقه داره به زبان انگلیسی..تشکر از ساناز عزیز و چند تا جمله زیبا...

خدا رو شکر نازگل به اطاقش عادت کرد بماند که چی کشیدم تا این پروژه موفقت امیز  به پایان رسید.البته هنوزم  دوس داره کنارش باشم میشینم کنارش قصه میگم واسش تا خوابش ببره.connie_rockingbaby.gifنازگل که میخوابه خودم تا صبح صد بار بهش سر میزنم  انگار شرطی شدم!!نصف شب فکر میکنم صدام میزنه با سرعت جت میپرم از خواب و میرم کنارش میبینم توخواب نازه.ده دقیقه بعد باز تکرار میشه همینجور تا صبح .همسری با مظلومیت میگه خواب نازگل و تننظیم کردی پدر من و در اوردی بس که سرو صدا میکنی طفلی پتو و لحافش و برمیداره میره اطاق دیگه میخوابهولی خیلی خیلی راضیم  به راحتی میشه ارامش رو در وجود نازگلکم احساس کرد خودمم همینجورانگار از وقتی اطاقش جدا شده خیلی متکی به خودش شده.خوابش گوش شیطون کر بهتر شده(غیر از شبایی که بی خوابی میزنه به سرش) از همه مهمتر مرتب شدن اطاقا و جابجا شدن وسایلا سر جاشونه

پ) نازگلی وقتی حس مامان دوستیش گل میکنه  دستاشو دور گردنم میندازه و مارچ و مورچ میبوسه و میگه....گلبونت بشم(قربونت بشم) عزیزم دخترم مامانم فدات بشم فدا فدا..عشگ من..زیبای من..نالاحت نباش عسل من جیدر من مهلبون(ناراحت نباش عسلم جیگرم مهربون) عاشگت بشم(عاشقت بشم ) دلم برات تنگ شده و... خوب با این اوصاف میشه من ناراحت باشم به نظرتون!!

پ)دوستای گلی که تجربه زندگی در کانادا رو دارن ممنون میشم اگه راهنماییم کنن.(در همه موارد از درس و تحصیل و کار گرفته تا  ویزا و اقامت دائم .امکانات .حتی سختیا و نکات منفیش.و هر چی که میدونید...)

پ)تشکر از همه دوستای خوبم بابت خوندن پست قبلی و راهنماییهای مفیدشون..اگه تا اخر اردیبهشت تونستم نازگل و از پمپرز بگیرم که بهتر وگرنه این امر مهم میفته گردم مامانیش و خالش چون نازگل دو هفته مهمونشونه دخملم میره سفر (بهشون زنگ میزنم میگم دعا کنید وگرنه باید دو هفته زندگیتون تعطیل کنید وقتتون بزارید واسه پروژه مهم پوشک گیری!!)

 

پ)یک جمعه رو تعطیل بودم که اونم تا اخر مرداد کلاس گذاشتن واسم !!خدا رو شکر این هفته مشاغلم رو به اتمامه یک بار دیگه با مدیرم صحبت کردم این دفعه تا حدودی جدی و خشن  میگه چشم حتما... ولی همینجور میندازه پشت سر از سه هفته دیگه به طور رسمی تعطیل هستم و یک برنامه ریزی حسابی باید بکنم واسه درسا و کارای عقب افتادم مهمترینش یادگیری زبانه شاید فشرده و به صورتخصوصی دنبالش کنم اگه من برم کلاس همسرم  ومطمئنم  خصوصی و فشرده میخواد یادبگیره...البته بعد از اومدن از سفر!!

پ)ساناز گلم مامان دانیال عزیز خیلی خیلی خیلی ممنونم بابت عکسا و زحمتی که کشیدی اینشالله ببینمت و بتونم جبران کنم خانمی..محسا جون مامان ملودی خوشگلم خیلی خیلی خوشحال شدم کارتون درست شد اینشالله شروعی باشه واسه سالهای خوب و خوشی که در پیش داری

پ)کم کم باید فکر خرید لباسای مکه باشم  یعنی ماه دیگه پیشتم خدای خوبم

پ)هفته پیش یک فیلم بسیار زیبا از کانال  پی* ام *سی پخش شد اسمش و نمیدونم باید از همسری بپرسم واقعا  قشنگ بود فکر کنم امریکایی بود حتما بهتون پیشنهاد میکنم ببینیدش.من چون زیاد اهل فیلم نیستم اسم بازیگراش و نمیدونم بازم فکر کنم جولیا رابرتز بازی میکرد هیجانی بود و واسه من ترسو تا حدودی  وحشتناک..موضوع  یک  روزنامه نگار بود که  گرگ گازش میگیره و خوی و خصلت گرگ بودن میره  تو جسم و روحش  از اون به بعد شبا به حالت گرگ در میومد و....

پ)خدا جونم من خیلی مدیونتم خیلییییییییییی خودت خوب میدونی واسه چی واقعا که بزرگی و مهربون و و بی نهایت دوست داشتنی...

پ)این استرس از کجا پیداش شد یک مدت از شرش خلاص بودم دباره  گیر افتادم

پ) یک دونه عکس از نازگلم قبل از گرفتن پستونکش  اون یکی وبلاگ گذاشتم..

اینم چند تا نوشته خوشگل بازم با اجازه از فرشته جون

*من زندگی را مدیون کسانی هستم که به من نه گفتند.

*اگر در جریان رودخانه صبرت ضعیف باشد هر تکه چوبی مانعی عظیم بر سر راهت خواهد شد.

* درختی که شکست، هرگز گریه نمی‌کند، افسرده نمی‌شود و به در و دیوار لعنت نمی‌فرستد. بلکه آرام و صبور می‌ماند تا جوانه بزند…

*همیشه دو درس را در زندگی خود به یاد داشته باشید: 

1- جسارت در بیان عقیده 2- جرأت در پذیرش اشتباه...

خوندن ادامه مطلبم خالی از لطف نیست دوست داشتید بخونید خیلی  مطالب زیبایی هستن..

نوشته شده در جمعه ٤ اردیبهشت ۱۳۸۸ساعت ٧:٢٥ ‎ب.ظ توسط مامان نازگل نظرات ()

Design By : Pichak