دفترچه خاطراتم

(آنچه بر من و زندگیم میگذرد)

سلاااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااام....

 

میبینم که خیلی از وبلاگا خونه تکونی عیدشونو شروع کردن!!

 مگه چیه  من از خونه تکونی خوشم نمیاد اصلاااااااوحشتناک یادم نمیاد خونه تکونی کرده باشم و نزدیک عید فرشا رو بندازم بیرون و بسابم و بشورم  اخه مگه خونه ما چی داره!!  هر هفته که نظافت داریم این دیگه چه کاریه که باز باید کلی نظافت بشه!!البته امسال خوش خوشانم هست چرا؟ چون بنده زاده چند صباحی بیشتر نیست که به منزل جدید نقل مکان کرده ام و نیازی به نظافت یا همون خونه تکونی نداریم هورااااااااااااا.البته این شیشه های بیچاره با  التماس میگن حداقل یک دستی به ما بکش حالا ببینم چی میشه تا دقیقه نود

 

۲)باز شروع شد..وای چی بپوشم؟ چی بخرم؟ کدوم ارایشگاه برم؟خودمو نمیگماااااااا دور بریام و خونوادم  نمیدونم چرا میزارن تا شب عروسی بعد میرن دنبال خریداشوندو هفته دیگه خدا بخواد عروسی داداشمه.و بنده زاده مثل همیشه هیچ گونه نگرانی بابت لباس ندارم همونجور که گفتم من نگاه نمیکنم عروسی داریم یا نه هر وقت دوس داشته باشم  لباس مجلسی میخرم یا میدم خیاط تا مثل این روزا کاسه چه کنم چه کنم به دست نگیرم

۳)بنده زاده همینجا اعلام میکنم اگه در رشته مورد علاقم قبول بشم به همتون سور میدم پس دعا کنید یا این که نصیحتم کنید دخترم  وقتی نازگل خوابه برو درست و بخون نشین پای نت ولی از حق نگذریم girl_to_take_umbrage2.gifبا بچه  + کار بیرون +کار خونه+مهمونداری درس خوندن اونم تو رشته ای که اصلا مرتبط با رشته خودت نیست و حجم کتابا هم بسی قطور میباشد کار حضرت فیلهgirl_impossible.gifالبته من نا امید نمیشم و با اعتماد به نفس بالا میگم تا دکترا پیش میرم (حال کردید اعتماد به نفس و)

۴)هر روشی رو که فکرش و بکنید امتحان کردم ولی فایده نداشت رو نازگل نمیدونم  چرا این دخمل همکاری نمیکنه در عملیات مهم  پوشک گیریاخه بدنشم حساس شده و جوش میزنه همه مارکای پنپرز و امتحان کردم و انواع پمادها فقط دو روز خوبه دباره حساسیت پوستیش شروع میشه به همسری میگم چیکار کنم هر روشی رو امتحان کردم  میگه بی خیال بالاخره خودش میگه.جالبه عروسکاشو مینشونه تو لگن و درست حرفای من و براشون تکرار میکنه یک فیلمیه این دخمل ما که خدا میدونهconnie_feedbaby.gifغذا خوردنشم که بمانداصلا نمیزاره من بهش غذا بدم فقط خودش باید بخوره connie_36.gifحموم میبرمش باید یک ساعت خانم بازی کنه و همه عروسکاشو بشوره تا اجازه صادر بشه که بنده بشورمشconnie_32.gifخیلی خیلی کم پیش میاد با شیشه نوشیدنیا رو بخوره دیگه دخملم بزرگ شده و داره با فنجونش میخوره..

۵)نازگل میاد پای نت درست همین حالت تایپ میکنه و میخنده منم حال میکنم میخوام قورتش بدمیک لبخندم به من میزنه و میگه( برو درست بخون دایم کامپیوپر بازی میکنم) بله دوستان همین روزا صفحه کلید و موس به ملکوت اعلی می پیوندد و خیال من و نازگل راحت میشودCrying Into Tissue

 

۶) چرا کسی راهنماییم نکرد من لکه اب میوه و چای رو چطوری از رو لباس بچه پاک کنم

بعد نوشت روز دوشنبه:

۷)سه شنبه چهار شنبه پنج شنبه جمعه  تعطیله هوراااااااا pardon.gif شنبه و یک شنبه هم تعطیلی خودمه رفت تاااا دوشنبه خوب چیه چرا اینجوری نگام میکنید می خواستید شما هم به قشر زحمت کش آ.موز.ش.پ.ر.و.ر.ش بپیوندید تا این که تقی به توقی خورد تعطیل بشید ولی من خودم اصلا با چهار شنبه موافق نیستم چرا ؟ چون روز تعطیلی خودمه

از طرفی همسری گیر سه پیچ داده که  من  چهار شنبه رو مرخصی هستم  بیا بریم مسافرت!!!  عمرا مرخصی بگیره  وقتی لازمه نمیگیره حالا که هیچ جایی نداریم واسه رفتن همش میگه کجا بریم کجا نریم!!!و از طرف دیگه نمیشه بریم مشهد چون خواهر گرامی امتحان سختی در پیش دارن و تابلوی ورود ممنوع به در منزل مامان جونمون اویزون کردن خوب حقم داره این روزا در حال کچل شدنه بس که درس خونده حالا فکر کنید یک هفته مونده به امتحان علوم پایه من و نازگل و همسری بریم مشهد!!شمالم که قیامته منم دوس ندارم بدون بر نامه ریزی اونم درست روزای شلوغ پلوغ برم شمال فعلا خونه ایم و قراره من درس بخونم و همسری بچه داری کنن

کلی تایپیدم بازم اضافه میشود فکر نکنید تموم شده نه دوستان همچنان به  اعداد اضافه میشود..فعلا این گلا رو داشته باشید تا بعد

 

نوشته شده در یکشنبه ٤ اسفند ۱۳۸٧ساعت ٩:٠٤ ‎ق.ظ توسط مامان نازگل نظرات ()

Design By : Pichak