دفترچه خاطراتم

(آنچه بر من و زندگیم میگذرد)

 این کیکای خوشگل و ببینید ادم دلش ضعف میره ایران که عمرا نمیتونن اینجوری در بیارن اگر باشه خیلی کم از تولد نازگل خاطره خوبی ندارم  پذیراییش اصلا اونی نبودکه می خواستم مخصوصا کیکش اونم یک سالگی که به نظر من خیلی مهم بود از حالا تصمیم دارم یک کیک خوشگل واسه دو سالگشی با یک پذیرایی عالی وشونصد مدل غذا  که همشو خودم بپزم واسه شام البته با همون مهمونای خصوصی براش بگیرم حالا من و ببین ۷ ماهه دیگه  دارم از حالا بر نامه ریزی میکنم Daylight Savingsولی من دلم میخواد از این کیکا بگیرم براش دلم میخواد زود زود بزرگ بشه بشه ۱۷ ساله بعد دوستاشو دعوت کنه و خودش مدیریت  مهمونیش و به عهده بگیره  وایییییییییییی من میخوام نازگل زود بزرگ بشه  دیروز به همسرم برنامم و میگم اونم خوشش میاد و میگه عالیه

چند روزه گیر دادم به وبلاگای اشپزی Pizza Parlor اصلا وبلاگا و سایتای خوشمزه وااااااااااااااااای چقدر خوشگل تزئین کردن چه میزای نازی چیدن مخصوصا مجلسا  جو من و گرفت و زنگ زدم همسر جان روز جمعه نهار نگیر میخوام خودم درست کنم همسر جانم در حالیکه شوکه شده بود گفت راس میگی  گفتم بببببله خلاصه رفتم اشپزخونه و یک باقالی پلو با گوشت خوشمزه  جاتون خالی درست کردم با همه مخلفاتش تازه دارم می فهمم  این دلتنگی من برای چه بوده است بله دوستان من دلتنگ اشپزی شده ام و خودم خبر نداشته ام همون روزم همسر جان اعلام کردن امروز روز سازندگیه و افتاد به جون خونه درست کردن کولر  که اگه درست نمیکردبا اجازتون ما از طبقه سوم نقل مکان میکردیم به طبقه اول همراه همسایهای بیچاره  که شونصد بار تذکر داده بودنوقت تمام بعدشم که یخچال  چند ماهی بود که درش کامل بسته نمیشد اونم درست شد خلاصه  نهار ما شد ساعت ۴ بعد از ظهر که دیگه اشتهایی نمونده بود ولی حسابی کیف کردم از اشپزی دیروز 

تو فکر تغییر کل دکوراسیون اطاق خواب و اطاق نازگل و همچنین اطاق کار  سرویس بهداشتی هستم  مخصوصا اطاق خواب از لحاظ رنگ رو تختیQuilting پرده و هرچی که باعث قشنگیش بشه خیلی خوشحال میشم کمکم کنید یا اگه عکسی دارید برام بفرستید چه رنگی استفاده کنم  چطوری تزئین کنم و هر چی که به نظرتون جالبه برام بنویسید  باید بخرم وسایلهاشون عکسایی که از اینترنت میگیرم با خونهای ما جور در نمیاد بعدشم اوووووو اگه بخوام یک اطاق خواب و اینجور تزئین کنم باید فکراین که بقیه اطاقا برسم و از سرم بیارم بیرون کلی پول میخواد که در حال حاظر موجود نمی باشد به نظر من خوش سلیقه بودن به پول خرج کردن زیاد نیست با کمترین مقدار خیلی دکوراسیون شیکی میتونی داشته باشی( خودم و دلداری میدم ) اخه من اصلا اهل خرید لوازم منزل نبودم  وسایلایی که دارم همه ضروریات زندگیه دلم تنگی میکنه وقتی دور برم شلوغه حالا که میخوام به امید خدا جا به جا بشم تازه فکرش افتادم ..

پیوست۱) خسرو شکیبایی فوت کرد خیلی ناراحت شدم واقعا هنرمند بود چند وقت پیش خبر فوت داوود اسدی رو که شنیدم همین احساس الان و داشتم اونم زود رفت خیلی زود روحشون شاد اینترنت سرچ میکردم این وبلاگ ودیدم نامهای بچها به خدا حتما بخونید چقدر پاکن و دوس داشتنی دنیای بچها..

پیوست۲) نازگل یک هفته است سرما خورده اب ریزش بینی وچشم الانم که صداش گرفته و سرفه خودمم حال و روز بهتری ندارم انگار بعد چشم درد حالانوبت سرما خوردگی رسیده دلم میخواد ۲۴ ساعت تمام بخوابم میدونم هیچی بهتراز استراحت برام نیست خیلی خسته ام .خدا رو شکر خونوادم اومدن و میتونم برم بعد از ظهرا اونجا یک ساعتی استراحت کنم یا مامان و به زورررررررر بیارم خونمون  حق داره تو اپارتمان  قوطی کبریت دلش میگیره اونم با این هوای گرم ...

پیوست۳)The Thinkerهنوز محتاج دعاهای شما دوستای گل هستم که از اولین روز وبلاگ نویسی همراهم بودید دعا کنید نگران موضوعی هستم که بدجوری فکرم و مشغول کرده ..

پیوست۴)Meditateیک سووال دارم از دوستایی که کلاس یوگا رفتن چند وقتیه خیلی فکرشم  اگه می تونید راهنماییم کنید میخوام بدونم چقدر روی ارامش اعصاب تاثیر داره اصلا فایده ای داره برم یا نه؟

پیوست۵)خیلی حرف دارم که بگم ولی نمیدونم چرا الان یادم نمیاد هروقت میرم سراغ کارام میگم یادم باشه اینو بنویسم اونو بنویسم بعدشم میام اینجا اصلا فراموش میکنم  این و به این خاطر گفتم که شایدبه پیوستها اضافه بشه  چون ارزش اپ جدید نداره..

بعد نوشت۱) این ادرس وبلاگ یک دوست جدیده  غزل جون خوش اومدی دنیای مجازی دوس داشتید وبلاگش برید و غزل زندگیشو بخونید  http://www.ghazalkhoun.persianblog.ir/

بعد نوشت۲) دلم واسه وبلاگ قبلیم تنگ شده بود اولین قالبش همین بود به خاطر همین قالب و عوض کردم دلیل خاصی نداشت..

 پیوست۶)از این نوشته خیلی خوشم اومد میزارم اینجا شما هم بخونید..

صورتحساب:
تمیز کردن باغچه 500 تومان
مرتب کردن اتاق خواب 500 تومان
مراقبت کردن از برادر کوچکم 1000تومان
بیرون بردن سطل زباله 500 تومان
نمره ریاضی خوبی که گرفتم 500 تومان
جمع بدهی شما به من 3000 تومان
مادر به چشمان منتظر پسرش نگاهی کرد و چند لحظه خاطراتش رو مرور کرد سپس قلم را برداشت و پشت برگه صورتحساب پسرش این عبارت را نوشت :
بابت سختی 9 ماه بارداری که در وجودم رشد کردی ، هیچ
بابت تمام شب هایی که بر بالینت نشستم و برایت دعا کردم ، هیچ
بابت تمام زحماتی که در این چند سال کشیدم تا تو بزرک شوی ، هیچ
بابت غذا ، نظافت تو و اسباب بازیهایت ، هیچ
و اگر تمام اینها را جمع بزنی خواهی دید که هزینه عشق واقعی من به تو هیچ است.
وقتی پسر آن چه را که مادرش نوشته بود را خواند ، چشمانش پر از اشک شد و در حالی که به چشمان مادرش نگاه میکرد
قلم را برداشت
و زیر صورتحساب نوشت :
قبلا به طور کامل پرداخت شده

 

نوشته شده در یکشنبه ۳٠ تیر ۱۳۸٧ساعت ٥:۳۱ ‎ب.ظ توسط مامان نازگل نظرات ()

Design By : Pichak