دفترچه خاطراتم

(آنچه بر من و زندگیم میگذرد)

Thank Youممنون از  محبتاتون واسه پست قبلی  لطف دارید باور کنید عکسو نزاشتم  که تعریفی ازم بشه  کامنتای خصوصی که از دوستا داشتم  و طی این مدت ایمیلایی که دوس داریم مامان نازگل و ببینیم باعث شد  عکسمو بزارم حالا  درسته واضح نبود ولی خوب  فک کنم تا حدودی  مشخص بود البته پشیمونم نیستم وااااای وقتی می دیدم منو چه شکلی تجسم کرده بودید با خودم گفتم کاش زودتر عکس میزاشتم .چاق..پر سن..بد اخلاق..به قول فاطمه جون از اون خانمایی که به زور تو مانتوشون جا میشن تور خدا توهینی نشه به کسی  من فقط نظرات و نوشتهای دوستانو گفتم  خلاصه که حالا نوبت شما مامانای دیگه است خیلییییییی دوس دارم ببینمتون اخه شما چپ  میری راس میرید قرار وبلاگی میزارید معلومه دیگه نیازی نمیبینید عکستونو بزارید خوب پس تکلیف ما که تهران نیستیم و قرار وبلاگی هم خبری نیست چیه؟ چه جوری ببینیم مامان نی نی های نازو راستی چند تا از دوستای گل و قدیمی تو کامنت خصوصی واسم نوشته بودن به همین ادرس عکسشونو بزارن یا نه ؟ اگه خواستید عکس خودتون با نینی تونو واسم بفرستید  لطفا تو کامنت واسم بزارید تا ادرس ایمیل بدم

Babysittingنازگلکم خوبه و  حسابی شیطون شده میره رو مبلا سر پا وای میسته دست میزنه  میرقصه و در نهایت میپره از رو مبل که چند بار خدا به رومون رحم کرد یک بارخونه مادر بزرگم قوری چایی رو از رو میز میخواست  چپ کنه زود به داداش رسیدم وای از یاداوریش تنم میلرزه..دوبار در حال فرار در حالیکه چاقوی بزرگی دستش بودگرفتمش حالا باخودتون میگید چرا اینها رو دم دست میزاری نه بابا دم دست کجا بود از داخل کابینت بر میداره یک بارم خونه مادر شوهرم  روز مادر رفته بودیم داشت بازی میکردخورد زمین و دهنش پره خون شددیگه مردم و زنده شدم فک کردم دندونشه که خدا رو شکر نبود لبشو گاز گرفته بود تا دوروز باد کرده بود لبشKid With Dollاینم از شیطونیای نازگل من ولی تا دلتون بخواد شیرین کاری میکنه  و همچنان  درجه حرارت عشق و محبت به مامان  و باباش بیش از اندازه ادامه داره.Raining Hearts.نیما یک  ترانه میخونه من دیگه دوست ندارم ببخشید ووووووووووووی نمی دونید چقدر خوشگل میخونه همش میگه ببشید ببشید(ببخشید) پشت سرشم  تند تند یک چیزایی رو میگه  که من نمی فهمم خیلی خنده دار حرف میزنه بعضی وقتا منم همراهیش میکنم و گروه موسیقی و رقص تشکیل میدیم بابایی تماشا میکنه و دست میزنه واسمون   خلاصه این روزا دخملم به ناشناخته ترین زبون دنیا صحبت میکنه              

House 2یک مدته دارم دورو برمو جمع و جور میکنم و تقریبا اسباب  وسایل خونه رو جمع و جورو بسته بندی میکنم هر چند زیاد مونده تا رفتن به خونه جدید چیزی حدود ۲ ماه شایدم کمترClockولی خوب دیگه طاقتم نمیاد خسته شدم یک ساله و نیمه از شروع و ساخت خونه گذشته  ولی هنوز تموم نشده  اینجا رو اصلااااااا دوس ندارم میخوام زود برم خونه جدید  همیشه ارزو داشتم یک خونه حیات دار داشته باشیم حالا هرچند کوچیکم باشه ولی اسمش حیات باشه با یک باغچه پر از گل و سبزی  فرش ببرم تو حیات رو سکو  پهن کنم و بسات چایی رو بیارم و عصرونه نازگل خانمو  و طبق معمول خانمی اتیش بسوزونه باور کنید تا دو سال پیش شده بود رویا و ارزو واسمJeanie هیچ وقت فک نمی کردم خدای مهربون اینقدر زود ارزومو بر اورده کنه  حالا هرچند  کوچیکه و مثل  اونی که تو رویا  واسه خودم ساخته بودم نیست  ولی بازم  به همین راضیم خدایا شکرتخلاصه این روزا همسر جان  تا بعد از ظهر سر کاره و بعدشم ساختمون شب خسته و کوفته میاد خونه ولی به لذتش می ارزه گوش شیطون کر هرروز میریم واسه دیدن یک وسیله ساختمون وخریدش..پریزای برق..سرامیکا .. کاشی و سرامیک سرویس بهداشتی..سنگ نما..و کابینت که به نظر من از همه مهمتره..الانم دنبال یک شومینه  خیلی ساده و خشگل هستم اگه سراغ دارید عکسشو واسم بزارید نه اینکه از این شومینهایی که داخل ستون و دیوار نصب میشن و حسابی هم گرونه  نه ازونا نمی خوام بنده به کم قانعم اصلا نیست اونا خوشگل نیستن خوشم نمیاد  ازشون زود دموده میشن جریان گربه دستش...  به همسرم گفتم تا میتونی کمد بزار و کابینت بنده علاقه زیادی به کمد جات دارم خلاصه هرچی  عکس و سایت ساختمون و تزئینات دکور داخل اطاقا  تزئین تراس و گلکاری دارید ممنون میشم واسم بزاریدWindow

اینم یک عکس از شومینه ساده و خوشگل نظر شما چیه ؟فعلا فقط همینو اکی کردیم رنگ سرامیکا هم همین رنگیه اگه شومینه خوشگلتری سراغ دارید ادرس برام بزارید..

اینم شونصد مدل دیگه

اینم شومینه دیواری جدید که خیلییییییی گرونه..sh1

حضرت مسیح (ع) : بخواه بهت خواهند داد. بجو، خواهی یافت. به دربکوب ، به رویت بازخواهد شد. زیرا هرکسی می خواهد دریافت می کند . جوینده، یابنده است ، بله هرکسی به دربکوبد به رویش بازخواهد شد...

Blowing A Kissتا اپ بعدی بای...

نوشته شده در دوشنبه ۱٠ تیر ۱۳۸٧ساعت ٥:۳٦ ‎ب.ظ توسط مامان نازگل نظرات ()

Design By : Pichak