شعر یعنی همه چیز...!!

خانه دل تنگ غروبی خفه بود
مثل امروز که تنگ است دلم
پدرم گفت چراغ
و شب از شب پر شد
من به خود گفتم یک روز گذشت
مادرم آه کشید
زود بر خواهد گشت
ابری آهسته به چشمم لغزید
و سپس خوابم برد
که گمان داشت که هست این همه درد
در کمین دل آن کودک خرد ؟
آری آن روز چو می رفت کسی
داشتم آمدنش را باور
من نمی دانستم
معنی هرگز را
تو چرا بازنگشتی دیگر ؟
آه ای واژه شوم
خو نکرده ست دلم با تو هنوز
من پس از این همه سال
چشم دارم در راه
که بیایند عزیزانم آه

*************

من دلم تنگ می شود
برای تو
برای هرآنچه که تکانم می دهد
تـــــا تــامل خـــویش
بـــــــرای خاطراتمان
چیزهایی که تو، توهم می خوانیشان
دلــم کــه تنـــگ می شــود
پای لحظه های خالی از تو
بــساط اشک پهن می کــنم
گوش خیالم را به گذشته می چسبانم
صدایت را از امواج پراکندهی زمان جمع می کنم
پژواک صدایت بر دیوار ذهن می کوبد
پر از آواز می شوم از تو
مگرغیر از این است
که توهم هم وجود دارد؟
باشد ...
به خودم دروغ نمی گویم!
اما به حقیقت دقایق پریشان عاشقی سوگند
دلم برای این توهم تنگ می شود

*******************

اندکی در لحظه هایت جستجو کن
شب تنهایی با هم..

شاید اینگونه سزاوار فراموشی نبود
چقدر با عجله...
غبار می تکانی از ردپای آخرین خاطراتمان
کنون ای اولین و آخرینم
کاش احساس آبی مرا می شنیدی.
تا همیشه به تماشای شب میروم
و تکه هایی از عشق مدفون میراث من است
و قلمی که هیچ گاه نتوانست آخرین حرفهای مرا با تو بگوید

.............................

 یاد دارم در غروبی سرد سرد
میگذشت از کوچه ی ما دوره گرد
داد میزد کهنه قالی میخرم
دست دوم جنس عالی میخرم
کاسه و ظرف سفالی میخرم
گر نداری، کوزه خالی میخرم
اشک در چشمان بابا حلقه بست
عاقبت آهی کشید بغضش شکست
اول ماه است و نان در سفره نیست
ای خدا شکرت ولی این زندگیست؟
بوی نان تازه هوشش برده بود
اتفاقا مادرم هم روزه بود
خواهرم بی روسری بیرون دوید
گفت آقا سفره خالی میخرید؟!!!

................

 **همشون و از ایمیلای ادبی که برام میاد انتخاب کردم

**دلم تنگ شده بود برای شعر  و متن و هرچی که بشه با شعر فریاد زد..اولین وبلاگمم شعر بود و متن با این تفاوت که نوشتهای خودم و میزاشتم شاید دباره راش انداختم و...

 

/ 6 نظر / 17 بازدید
مریم

سلام دوست خوشگلم عااالی بودن عااالی مرسی از اینکه با ما به اشتراک گذاشتی [بغل] دخمل طلا رو از طرف من ببوسین [ماچ]

نازنین

خودت هم شعر میگی دریا جانم ؟ کاش بنویسی برامون .... خیلی هنرمندی ها ! خوشحالم که باهات دوستم ...

هستی

یه:// سری به این وبلاگ بزن مصدومین و معلولین بوشهر http://baharehrahnema.persianblog.ir

مامان سیلوانا

سلام دریا جون ! خودتی ؟! اینجا همه چیز با سال نو ، نو شده و به نظرم درستش هم همینه . قالب نو و سال نو مبارکتون باشه و برات بهترین ها رو آرزو می کنم . تو و نازگلی دوست داشتنی رو می بوسم . [قلب]