دور خواهم شد از این خاک غریب...

 

چقدر بده که خودت مشکلی نداشته باشی تو زندگی و غم و غصه دیگران  مشکل ساز بشه واست...تا کی؟ بعضی وقتا  فکرم میره به دور دستا  و از ته دلم ارزوی نبودن میکنم و میخوام برم جای دور دور  کاش که میشد  تو غربت باشم بدون هیچ رسانه و وسیله ارتباطی..خودم و همسرم و دخترم...نگید که غربت مشکلات خودش و داره که من اونا رو به جون میخرم..چون مال خودم هستن و خودم باید حلشون کنم...

یعنی مصلحت خدا چیه؟

نوروز داره نزدیک میشه ولی ....

......................................................................................................................

قایقی خواهم ساخت

 خواهم انداخت به آب

دور خواهم شد از این خاک غریب

که در آن هیچکسی نیست که در بیشه عشق

قهرمانان را بیدار کند

قایق از نور تهی

و دل از آرزوی مروارید

همچنان خواهم راند

نه به آبی ها دل خواهم بست

نه به دریاها

پریانی که سر از آب بدر می آرند

و در آن تابش تنهایی ماهی گیران

می فشانند فسون از سر گیسوهاشان

همچنان خواهم راند

همچنان خواهم خواند

" دور باید شد دور "

/ 0 نظر / 20 بازدید