خبرای ریز و درشت...بعد نوشت نازگلی..

سلام دوستای خوبم

اول از همه ممنونم بابت دعاهاتون و کامنتای پر مهری که واسه مادربزرگم گداشتیدawwsmiley.gif : 66 par 42 pixels..فعلا  همونجوره بعضی وقتا دردش اروم میشه و گاهی اوقاتم خیلی بی تابی میکنه  امیدمون به خداست تا هفته دیگه ببینیم جواب  ازمایشات و ع*م ل چی میشه:( بازم محتاج دعاهاتون هستیم هممون...

بالاخره از شر امتحانات وبیدار خوابیا راحت شدم اوهنمراتم زدن و رفت پی کار خودش.بماند که دو تا از استادا چون دانشجوها  به خاطر بی انظباطیشون  به اموزش شکایت کرده بودن حسابی اذیتمون کردن و نمره ها رو تا جایی که میتونستن پایین دادن و صد البته ما هم به زودی از خجالتشون در میایم تا بفهمن دانشگاه قانون جنگل راهی نداره و همین یک بار واسه هفت پشتشون بس باشهمنتظرچرا ادما تا به جایی میرسن خودشون و میبازن (سو تفاهم نشه دوستایی که استاد دانشگاهن)همینا فکر نمیکنن ممکنه یک روزی همین دانشجوشون همکارش بشه تو دانشگاه اونوقت با چه رویی نگاش میکنن؟؟یعنی ارزش اون همه نفرین و بد و بیراه  گفتن و داره؟  بگذریم....

یک عروسی داشتیم که بد ترین عروسی عمرم بود واااااااای هوای گرم گرم بدون کولر تو باغ سر بسته یعنی بهتره بگم  یک سونای کامل و یک عدد نازگل خیس خیس از عرق و فقط لباسای هم و به رخ هم میکشیدن و....سبز

برنامه سفر اگه خدا بخواد داره جور میشهtopodaworld.gif : 32 par 40 pixels. واسه هفته دیگه اینشالله رفتیم و برگشتیم در موردش توضیح میدم البته هفته دیگه اگه خدا بخواد این دفعه همسری سریع پول و ...واریز کرد که دیگه  بهونه ای نباشه واسه نرفتنخوشمزه

 toppoints.gif : 75 par 41 pixels.از پرشین بلاگ یک ایمیل داشتم واسه 5 شنبه که فکر کنم جشن مسابقه وبلاگهای برتر هستش نوشته شما هم جزو 100 وبلاگ برتریدخیلی دوست داشتم اونجا بودم و دوستان و میدیدم  ولی  نمیشه هم به خاطر مسافت  راه هم  این که خودم تو اون تاریخ سفر هستم به هر حال جای ما هم خوش بگذرونید..

امسال به نظرتون گرمتر از پارسال نیست؟؟ من که وحشت میکنم روزا از خونه برم بیرون ترجیح میدم توخونه کنار کولر باشم icecubesmiley.gif : 52 par 42 pixels.

...........................................

 

سوال های گیج کننده نازگل4.5 ساله روزی شونصد بار..تا جایی که بتونم چراها رو جواب میدم و کلی تحقیق میکنم در باره جواب سوالش اگه شما هم  نظری دارید خوشحال میشم بدونم...

با این سن کمش چنان عاشق خداست که بعضی وقتا  میمونم چی بگم بهش با یک حالت لطیفی میره تو حس و به خدا فکر میکنه...خیال باطل

 

*مامان خدا چه شکلیه؟ چه رنگیه؟ عصبانی هم میشه؟و....

 

*آدما چرا می میرن؟ وقتی میمیرن و میرن پیش خدا کی بر می گردن خونشون؟ اصلا آدما چرا پیر میشن؟

 

*مامانی مادرجون(مادر بزرگ من) چرا آقا نداره تو خونشون(همسر) تا وقتی مریض میشه کمکش کنه .با هم چایی بخورن و...

 

*چرا من برادر و خواهر ندارم ولی  محسا دوستم یک برادر داره که  همش مواظبشه و دوسش داره اصلا چرا واسه من یک داداش نمیاری!!چرا  خاله...الکی میگه  داداش برم بخرم برات مگه ادما رو میخرن؟تعجباصلا من چرا باید تهنا(تنها) بازی کنم؟ خوب دلم دلگیر میشه تهنایی(دلم میگیره تنهایی)...

 

*چرا درس میخونی ؟ اگه درس بخونی چی میشه؟چرا عصبانی میشی؟ چرا ادم بزرگا با هم دعوا میکنن (فیلمای تلوزیون)؟چرا بچه کوچیکا رو ادم بزرگا میزنن خوب گناه دارن(اینم اثر فیلمای  تلوزیون مانگران)

 

*چرا مردا روسری سرشون نمیکنن تا موهاشون تو خیابون دیده نشه ولی زنا سرشون میکننخنده؟(فکر کنید مردا رو با مانتو و روسریقهقهه)چرا بابا ها  نی نی تو شکمشون ندارنتعجبخنده؟

 

*چرا من مریض میشم هر چی گریه میکنم من و نبرید دکتر  میبرید تازه آمپولم میزنید؟ مگه من و دوست ندارید اذیتم میکنید!!تعجبناراحتچرا من مریض میشم؟ اشک از کجا میاد تو چشمامون وقتی که گریه میکنیم؟سوالتو شکم من چی داره اینایی که نشون دادی خیلی بدن(بد شکلن) چرا رفته تو شکممآخ

 

چرا؟

چرا؟

چرا

و....؟..

بر میگردم با کلی عکس...

 

/ 15 نظر / 8 بازدید
نمایش نظرات قبلی
لیلا مامان آرین

بعضی از آدمها وقتی به جایی می رسن خودشونو گم می کنن و از قدرتی که دارن نهایت سو’ استفاده رو می کنن (استادهای محترمتونو می گم)اما مهم اینه که وقتی به جایی رسیدی که همه چی دست توئه درست پیش بری.من که همیشه خودم رو جای طرف مقابلم میذارم و هرگز سعی نکردم دیگران رو عمدا اذیت کنم و تا جایی که ممکنه باهاشون کنار میام.اما متاسفانه کمبودها تو جامعه اونقدر زیاده که اونا از این کارها شون لذت می برن.و این خیلی بده..

نازنین دختری از فصل تابستان

کاش می دانستید که زندگی با همه وسعت خویش محفل ساکت غم خوردن نیست حاصلش تن به قضا دادن و پژمردن نیست زندگی خوردن و خوابیدن نیست زندگی حس جاری شدن است زندگی کوشش و راهی شدن است از تماشاگر اغاز حیات تا به جایی که خدا می داند [گل]

مامان تینا و سینا

ایشالله خدا مادربزرگت رو شفا بده [قلب] سفر هم بهتون خوش بگذره ... موفقیتتون رو هم در کسب مقام وبلاگ برتر تبریک میگم [ماچ] نازگلمو از طرف من ببوسششششششششششششششش [بغل]

ققنوس

سفر خوش بگذره

وحیده مامان پارسا

چه سوالهای جالبی.والله خیلی هاش به عقل ما که نرسیده......... راستی سوالهای پارسا در مورد مرگ برای من خیلی سخته.اصلا نمیدونم چی باید بهش بگم فعلا که فقط طفره میرم اگه چیزی پیدا کردید به ما هم خبر بدید

فاطیما

ایجااااااااااااااااااااان الهی ....[ماچ]

مامان پارمیدا

جواب اینکه چرا بچه نمیاری رو از بس گفتم حفظم! بهش بگو من و بابایی یه دختر خانم ناز و خوشگل دوست داشتیم که خدا بهمون داده. دیگه هم بچه نمیخواهیم. یه سری سوالها هم که پزشکیه مثل بچه دار شدن باباها...خیلی راحت براش بگو که باباها نمیتونن تو دلشون نی نی نگهدارن. نی نی مال مامانهاس. اماااااااا از همش بگذریم من باب مبحث خدا من خودم هم وقتی نمیدونم جوابهشو چی بگیم به بچه ها؟؟؟؟؟[نگران] خیلی وقت بود اینجا نبودم دلم براتون تنگ شده بود یهو یادم افتادین گفتم برم ببینم چه خبره دارن چی کار میکنن.....[ماچ][قلب]

عاطفه

آخییییی عسیییسم "چرا من مریض میشم هر چی گریه میکنم من و نبرید دکتر میبرید تازه آمپولم میزنید؟ مگه من و دوست ندارید اذیتم میکنید!![تعجب] [ناراحت]" بچه ها همیشه راجع به خدا سوال های ریزی میپرسن که آدم توش می مونه. باید جواب خوبی بهشون بدیم[نگران]

الی

زاست میگی بعضی وقتها بچه ها اینقدر سوال میکنند آدم کلافه میشه