تولد.لطفا راهنمایی کنید!!گلودرد نازگل:( و برنامه ریزی وهدفها و نقشهای جدید

جمعه تولد همسریه و من  چند روز جلوتر  کادوش و دادم و همسر خان حسابی خوشحال شدن چون مدتها بود میخواست بخره و  به قول معروف این دست اون دست میکرد تا این که این طلسم به دست بنده زاده شکسته شدنیشخندخیال باطلاهنگ وبلاگم تقدیم به همسری ابان ماهیقلب

وای بچها تور خدا  یک راه حلی جلوی پای بنده زاده بزاریدگریه من هرروز با سر درد از خواب بیدار میشم هر کار میکنم  خودم و بی خیال نشون بدم و تمرکز کنم که صدایی نمیشنوم  نمیشه اره درست حدس زدید همین ساختمونه رو میگم  از 6 صبح چنان سر و صدایی راه میندازن که من فکر میکنم هر لحظه خونه رو سرمون خراب میشه یک بار بهشون گفتم  که نمیشه  از ساعت 8 شروع کنید یعنی اگه یک ساعت دیر شروع کنید و از اونور یک ساعت دیرتر تعطیل کنید ساختمونتون تموم نمیشه فقط یک روز کار ساز بود و روز بعد روز از نو روزی از نو! چیکار کنم  هیچ صدایی نشنوم

نازگل  گلوش خراشیده شده  نمیدونم چی خورده چند شب پیش خونه مامان همسری  دیدم داره  تخمه کدواز تو  اجیلا میچینه و میخوره تعجبو من شدیدا مخالف تخمه خوردنم فکر کنم همون  چند تا پوست تخمه خراشیده اخه یاد نداره بخوره و این  اغاز عفونت  گلوش بود و سرما خوردگی که از قبلم داشت تشدیدش کرد شب تولد همسری خونوادش خونمون بودن و  دیگه طاقتم نیومد بعد این که  رفتن سریع بردمش درمانگاه اون وقت شب هیچ دکتری باز نبود و تشخیص دکترم همین بودنگران نمیدونید با چه بدبختی حاظر شد معاینش کنه  اخرشم با یک جیغ بنفش اقای دکتر تونست ببینه گلوش و الانم یک خورده تب دارهخودم قبلا تجربه گیر کردن پوست تخمه تو گلوم و دارم  که خیلی بده  با پنس و بیحسی دکتر اورد بیرون میدونید رو اعصاب اثر منفی میزاره و افسردگی هم میارهنگران

تو مطب دکتر به اقای دکتر میگه(با گریه) تو اصلا بلد نداری تافت دهنم و ببینی بنداز کنار اون چوب و( تو نمیتونی.به افت میگه تافت.وسیله معاینه گلوش و میگفت بنداز کنار)دکترم میخندید نازگل عصبانی: مگه با تو نیستم بندازونش (بنداز)کنار(با جدیت و عصبانیت شدید)تازش امپولم فردا زدم  دیگه نمیزنم(دو ماه پیش و میگه که ام÷ول زده  گذشته رو میگه فردا) باور کنید دکتر میگفت ادم میترسه  به حرفش گوش نکنه  چقدر جدیه این بچهنیشخند

چند وقتیه  تو سرم  نقشهای جدید میکشم که خیلی هم دوس دارم عملیشون کنم و حتمااااا باید بهش برسم  حتمااااااااا  به امید خدا  همسری هم موافقه یک خورده ریسکه  ولی باید از یک جایی شروع کرد...

**کلی عکس دارم که تنبلی میکنم بزارم  غذا..نازگلی ..و متفرقه..سر فرصت میزارم..

** ای بابا چرا بلاگرولینگ دیگه  پینگ نمیکنه اصلا  جای قرار دادن وبلاگ و کدشم نمیاد واسم!!اگه میدونید چش شده  لطفا به منم بگید و بازم لطفا یکی من و پینگ کنه:)

/ 14 نظر / 9 بازدید
نمایش نظرات قبلی
مریم

تولد همسرتون رو تبریک میگم ایشاله 120 مین تولدشون رو کنار هم جشن بگیرید قربون صحبت کردن نازگل طلا برم من .... من اگه جای دکتره بودم هی اذیتش میکردم تا نازگلی بیشتر شیرین زبونی کنه [زبان] [ماچ]

محدثه

سلام خانومی.تولد همسرتون رو تبریک میگم.ایشالله عمر باعزت در کنار شما و نازگل جون داشته باشند.

اعظم مامان سپهر

تولدت همسرتون مبارک عزیزم ایشالا همیشه در کنا رهم خوشبخت و سلامت باشید گلم الان نازگل چطوره؟ بهتر شده؟[ماچ]

سحر

تولد همسر مهربان مبارک عجب آهنگیم گذاشتی[چشمک] در مورد ساختمونم هیچ کاری نمیتونی بکنی پنجره هاتون دو جداره نیست خیلی موثره[لبخند]

نوشا

فقط میشه برای صدا صبر کرد ... یا اینکه بدید ژنجره های خونه رو براتون دو جداره کنن ... که خوب هزینه داره

مامی آلینا

راجع به ساختمون هیچ کاری نمی تونی بکنی خودت روخسته نکن خواهر.[گریه] برای خراشیدگی گلوش دکترچی گفت؟من نشنیده بودم تاحالا[سوال] هروبلاگی امروزرفتم بچه هامریضن خونه ماهم که بیمارستانه.خدایاصبربرسون[گریه][ماچ][بغل]

مریم پاییزی

دریا جون مگه هنوز از بلاگرولینگ استفاده می کنی؟

انا

سلام تولد همسریت مبارکهههههههههههههههههههههه[هورا]

شهرزاد،مامان نگار

سلام خانومي اتفاقي وارد وبلاگت شدم . وب قشنگي داري . وااي خراشيدگي گلو خيلي بده طفلكي حتما خيلي عذاب كشيده

سحر

نمیدونم واله[چشمک]