من و سفر و اقتصاد و پیوست ها..

زمان مجردی و اوایل ازدواج خیلی فکر اقتصادی داشتم  ولی سالهاست که اصلا فکرشم نمیکنم تا میام یک خورده جمع و جور کنم و به نصیحت های مادرانه گوش کنم  شیطون وسوسه میکنه بی خیال خرجش کن اینه که همه رو میدم به تفریح و گردش و...باور کنید شده بدون فکر برنامه ریزی کردم حالا برا سفر یک روزه چه ده روزه و با همون مقدار پولی که حسابم داشتم و بانکم(همسر و میگم) به حساب ریخته  رفتم و حسابیییی هم خوش بودم و بودیم حتی کم اوردم هر جور بوده جورش کردم  تا وقتی از سفر برگشتم دستم اومد قرض و قوله ها رو صاف کنم............من حاظرم پول فراوون بدم به گردش و تفریح حتی 10 دقیقه ای پول خرید یک پالتو و لباس مجلسی رو بدم براش و اصلا اصلا  وجدان درد که نمیگیرم سرشار از خوشی هم میشم چرا که همیشه خاطرش تو ذهنم میمونه ولی کی این لباس و بپوشم خدا داند...........این جور زندگی کردن و دوست دارم  هر چی دور برم خلوت تر باشه اعصابم آرومتره باور کنید همیشه چمدونم اماده است مهم نیست سفرها تاپ نیستن حتی یک روزشم وقتی به نیت تفریح و خوش گدرونی باشه و آزادی فکری و روحی به دنیایی می ارزه.......... نمی خوام از خودم تعریف کنم باور کنید  تا حالا  هر همسفری داشتم وقتی برگشتن حسابی لذت بردن از سفرشون و گفتن یکی از به یاد موندنی ترین سفرهاشون بود چرا؟؟چون به محض این که جا به جا شدن  سریع دنبال خرید این پاساژ و اون پاساژ نبودن که اخر شب با پادرد و کمردرد فراوون حس هیچ تفریحی رو نداشته باشن  وقتی به خودشون میان که عمر سفر تموم شده و باید برگردن.. چون خودشون و معذب سوغاتی خریدن نکردن که دیگران هم  قطعا توقعی ندارن و اگه داشته باشن هم به مرور عادت میکنن که نخیر  طرف رفته خوش باشه  و فکرش و ازاد کنه نه دلواپس اطرافیان و...پس بهتره توقعی نداشته باشن(حالا بچه و مادر و استثنا قرار بدید) درسته خرید  لذت بخشه ولی تا جایی که تمام فکر و مشغول نکنه...

×××××××××××××××××××××

×با همه این گفته ها یک تصمیماتی  گرفتیم با همسر که باید  بعد عید شروع کنیم من زیاد میرم مشهد  درسته خونوادم هستن و همیشه هم خوشحال میشن  از رفتنمون ولی دوست دارم یک اپارتمان حالا هر چند کوچیک از خودمون داشته باشیم باید یک سری کارها قبلش انجام بشه تا پولش جمع و جور بشه(البته اگه این شیطانی که گفتم باز بی موقع سراغمون نیادشیطان)

×××××××××××××××××

×مخاطب خاص: باور کن  دزد خونم و بزنه شاخ در میاره که جای طلا دنیای بدلیجات و نقره و... دارم پس به صلاحشونه دنبال طلا نگردن دور بر خونه من چون چیزی پیدا نمیکنن غیر از چند تیکه کوچیک بقیه رو شوهر دادم نیشخند

×××××××××××××××××

×مدرسه ها باز شد آآآآآآآآی تنبیلم میاد برم:(( بعد  سه هفته تعطیلی کی حالش و داره صبح زود بیدار شه تازه هیچ برگه ای هم تصحیح نشده و ژوری پر نشده متنننننننننفرم از برگه تصحیح کردن و چک کردن کارهای عملیسبز راستی ببینم این تعطیلات 22 بهمن و بقیه چند شنبه میفتهنیشخند

×××××××××××××××××

آخ جووووووووون آکادمی گوگوشقلب

/ 6 نظر / 17 بازدید
آرزو

منم خیلی ولخرجم . ولی من بعضی وقتا عذاب وجدان میگیرم به خاطر ولخرجیم. ایشالا که خونه رو بخرید [قلب]

ghazal

خیلیی هم عالییی ...همین که از امروز لذت میبری خیلیی خوبه ..تو ادم سخت کوشی هستی و این استراحت ها هم همه در جهت تجدید نیرو هست ..امیدوارم قضیه خونه مشهد درست شه [قلب]

آزاده (به کسی نگو)

رمز میشه داشته باشم؟

مرد کوچک من

به نظرم كار خوبي ميكني هرجوري كه لذت ميبري خرجش كن البته به فكر خونه مشهدم باش همين طور كه من دوس دارم تو شهر خودمون يه خونه داشته باشم راستي آدكامي رو كي نشون ميده؟

وحید۵۳

نمردیم ورثه می خورن ومن دیدم هنوز نمردم زنده زنده اون چیزیو که پس انداز کردم دارن می خورن پس برو مسافرت هر چی که از گلوت رفت پایین خوردی بقیشو می خورنو وخلاص