من نگرانم........

نمی دونم چرا از حالا شدیدا نگران تربیت کردن دخترم هستم باور کنید  خیلی فک میکنم بهش  همش میگم اگه بزرگ شد و یک سووالهایی کرد که من جوابشو ندونم یا نخوام بگم یا نمی دونم اشتباه جواب بدم اون چیکار می کنه؟

 

            

 

 بعضی وقتها از  دنیای مدرن امروزی متنفر میشم باور کنید یک چیزایی تو مدارس ابتدایی. و راهنمایی میبینم که دیگه دبیرستانو باید بی خیال بشیم  اخه یک بچه ابتدایی موبایلو میخواد چیکار اخه این بلوتوسسسسسسسسسسسسس چیه دیگه  ببخشید ا هر گندی رو توش میریزن این کار درسته که یک بچه ۱۰ ساله چیزهایی رو ببینه که حتی متاهلها هم شرم دارن از نگاه کردنش اونم اینجا تو ایران  حالا اگه یک کشور دیگه بود خوب تا حدودی جا میفتاد بازم نه این مسائل خیلی چیزهای دیگه ..یا اینکه اینترنت اگه میخواد منحرف کنه بچه منو نباشه بهتره چند وقط پیش بکی از دوستام که یک دختر ۱۰ ساله داره میگفت دریا دخترم می گفت مامان بیا ببین تو  ایمیل من چی ا ومده باور کنید دوستم وقتی اینها رو می گفت از شدت خشم می لرزید تمام عکسهای جنسی رو فرستاده بودن به ایمیل دخترش  من نمی دونم چرا گیر دادن به وبلاگه می بندنشون چرا این ایمیلهای افتظاهو کنترل نمی کنند هر چند دیگه قابل کنترل نیست . اگه پیشرفت  اینه صد سال سیاه نمی خوام دخترم  با تکنولوژی جدید ودنیای مدرن امروزی اشنا بشه  ..این که الانشه وای به حال ۱۰ سال اینده حالا حق  می دید به من که نگران باشم .بزار بگن دخترم عقب افتاده است..بزار بگن از  پیشرفت چیزی نمی دونه من نمی خوام همچین پیشرفتهایی رو..می دونم که خودش نباید راه خطا بره من فقط می تونم راهنماش باشم خدایا فقط از خودت کمک می خوام  خیلی نگرانم...

تا قبل ۷ سالگی خوب پیش خودمه و رفت و امد با معدود افراد  فامیل درسته میگن تربیت تا ۷ سال خیلی مهمه ولی وقتی تو اجتماع رفت چی؟ نکنه گول دوست و رفیقهای بدو بخوره. وای خدای من نکنه از درس زده بشه .من چطوری باید بهش ثابت کنم که بهترینهاش تو دنیا اول خدا بعد پدرو مادرشن چطوری بگم که قابل اطمینانترینها واسش هستن.

حالا می فهمم که وقتی دیر میومدم چرا مامانم حتی پشت در وای میستاد که من برسم ..حالا می فهمم که وقتی یک شهر دیگه دانشگاه  قبول شدم فقط بابام به من گفت امیدوارم راه و چاهو بشناسی و من خوشحالم که  همیشه خدا رو مد نظر داشتم و  باعث نگرانی خونوادم نشدم..

 

چی بگم در جواب سووالهای دخترم؟؟ چطوری از دست گرگها در امون بزارمش؟؟ چطوری با خدا بیشتر اشناش کنم تا  ارامش داشته باشه؟؟   چند تا کتاب پیدا کردم البته هنوز  ندارمشون قراره زنگ بزنم واسم بفرستن  اگه خوب بود واستون مینویسم که بخرید

خدایا دخترم و فقط و فقط و فقط به تو می سپارم این دعایی که همیشه مامان در حقت میکنه گل قشنگم از خدا می خوام هیچ وقت  تنهات نزاره و همیشه پشت و پناهت باشه  من تو رو از خدا گرفتم پس فقط به خودش می سپارم زندگی مامان  کاش که بدونی چقدردوست دارم

همتونو دوس دارم پست بعدی حتما عکس میزارم

/ 1 نظر / 18 بازدید
وحید۵۳

سوالهایی که کودک می کنه با توجه به سن و رشد ذهنیش می شه جواب داد